امروز:

داداش خوب



برای ساسان ریاحی

اولین باره که نمی خوام تو این وبلاگ از دلتنگی ها، حسرت ها، گذشته های خـوب و بد بنویسم. می خـوام از همین سه، چهـارماه اخیـر بنویسم. از همون روزی که فـکر اجـرای دوباره ی پسرک خیالباف به سرم زد و دنبال  همون پسرک عصبی و بلند پروازی که یکی دوبار تو تالار آفتاب دیده بودمش؛ گشتم تا خیالبافم بشه.

پیدات کردم و اولین جلسه تمرین فهمیدم که ارزش وقت گذاشتن رو داری. این برداشتم از تو در اولین جلسه تمرین بود.

چهار ماه از اون روز می گذره و نمایشی رو که با هم شـروع کـرده بودیم، اجرا کردیم و همه چی تموم شد و رفـت. می بینی زمان چه زود می گذره. اما این بار مـی بینم که بر خـلاف همیشه از گذشت زمان ناراضی نیستم.آخه اینکه آدم تو سه، چهار ماه بتـونه بازیگـری پرتـلاش و داداشی با محبت مثل تو پیدا کنه مگه کم چیزیه؟

دادشی هیچـوقت فـراموش نمی کنـم چند روز بعد از تصـادفت با اون که هنوز کاملا خوب نشده بودی و درد داشتی سر تمـرین حاظر شدی. ممنونم از تو به خاطر تلاشت، ممنونم به خاطر انرژی و محبتی که به داداشت می دی.

 امروز 18 سالت می شه. یه سال بزرگ تر شدی و به اندازه یه سال دنیـات بزرگ تر شده. یه سال  بزرگ تر شـدی و به اندازه یه سال نگاهـت به تئاتر جـدی تر و عمـیق تر شده. یه سال بزرگت تر شدی و به اندازه یه سال... تولدت مبارک داداشی.


 


نوشته شده در : چهارشنبه 21 مهر 1389  توسط : آرش سهرابی.    نظرات() .

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات