امروز:

رویاهای جوونی

بعد از خوندن شعر پایین ممکنه یه جایی ته ذهن اونایی که عمیقا  دلتنگشون هستم هنوز تاثیری، یادی یا نشونه ی آشنایی بیدار بشه. همین برای من کافیه.

 

 

تو کویر پیر دستام جوونی مهمونی بود

اگه تو باغ نگاهت گل مهربونی بود

چی میشد جای دروغ، جای دورنگی و ریا

واسه من توی دلت یه عشق آسمونی بود

میتونستیم واسه هم از شب بیکسی بگیم

من و تو که دردمون درد بی همزبونی بود

اگه با تیغ غرورم خنده رو لبم می کندم

شب چشمام بی تو اما همیشه بارونی بود

یادته بهت می گفتم آخرین امیدمی

وقتیکه تو بند حسرت دل من زندونی بود؟

رفتی و آتیش زدی به دنیای قشنگمون

دنیایی که ساخته رویاهای جوونی بود

 

                                                                

 

 


نوشته شده در : یکشنبه 12 دی 1389  توسط : آرش سهرابی.    نظرات() .

چهارشنبه 14 دی 1390 11:55 ق.ظ
ما حضور بی شهامت یك اراده بودیم انقدر كه.....
مهرداد بهراد
شنبه 18 دی 1389 06:19 ق.ظ
کم کم رنگ ترانه میشوی در صدای من...کم کم بوی خاطره می گیرم در هوای تو....یادم بخیر که می کشم هر روز چوب خطی بر پیکر نحیف خاطره ام....
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic